Skip to content

 
خانه arrow جک ترکی . . . . . . . . . . . . . . . . Page 5
جک ترکی
0 رای
ماجرای سقوط
ﯾﻩ ﺭﻭﺯ ﻫﻭﺎﭘﯾﻣﺎیی داشته سقوط میکرده. ﺧﻟﺑﺎﻥ ﻣﯾﮔﻩ ﻛﻩ ﻫﻭﺎﭘﯾﻣﺎ ﺩﺎﺭﻩ ﺳﻗﻭﻁ ﻣﯽﻛﻧﻩ و باید وزن کم کنیم, یالا ﻫﻣﻩ ﻭﺳﺎیل ﺭو ﺑﻧﺩﺎﺯین ﭘﺎیین. ملت باگریه و زاری ﻫﻣﻩ ﺭو ﻣﯾﻧﺩﺎﺯﻥ ﭘﺎیین. یکم میگذره ﺑﺎﺯ ﺧﻟﺑﺎﻥ ﻣﯾﮔﻩ ﻛﻩ ﺑﺎﯾﺩ ﯾﻙ ﻧﻓﺭ ﻫﻡ ﺑﭘﺭﻩ ﭘﺎیین. ﻗﺭﻋﻩ ﻛﺷﯽ میکنن ﻗﺭﻋﻩ ﺑﻩ ﻧﺎﻡ یه ترکه ﻣﯾﻓﺗﻩ.     ترکه ﻣﯾﮔﻩ ﺎﺷﻛﺎﻝ ﻧﺩﺎﺭﻩ ﺣﺗﻣﺎ ﺩﺭﯾﺎ ﺯﯾﺭ ﭘﺎﻡ ﻫﺳﺕ و ﻣﯽ ﭘﺭﻡ ﺗﻭ ﺁﺏ. ولی ﻭﻗﺗﯽ ﻣﯾﭘﺭﻩ و ﻣﯾﺭﻩ ﭘﺎیین ﻣﯾﺑﯾﻧﻩ ﻛﻩ ﺩﺭﯾﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ﻧﯾﺳﺕ. باز ﻣﯾﮔﻩ ﺎﺷﻛﺎﻝ ﻧﺩﺎﺭﻩ ﺣﺗﻣﺎ ﯾﻩ ﺩﺭﺧﺗﯽ ﭼﯾﺯﯼ ﻫﺳﺕ ﻣﯽ ﺭﻩ ﭘﺎیینﺗﺭ ﻣﯽ ﺑﯾﻧﻩ ﻛﻩ ﺩﺭﺧﺕ ﻫﻡ ﻧﯾﺳﺕ ﻣﯾﮔﻩ ﺣﺗﻣﺎ شن که ﻫﺳﺕ. ﻭﻟﯽ وقتی ﻣﯾﺭﻩ ﭘﺎﯾﯾﻥ ﺗﺭ ﻣﯾﺑﯾﻧﻩ ﻛﻩ ﻓﻗﻁ ﯾﻩ ﺗﯾﺭ ﺑﺭﻕ ﻫﺳﺕ. بلافاصله ﺁﺏ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯾﺯﻧﻩ ﺑﻩ ﻛﻭﻧﺵ ﻭ ﻣﯽﮔﻩ ﺎﻟﻬﯽ ﺑﻩ ﺎﻣﯾﺩ ﺗﻭ !!!!
 
7
8 رای
صرفه جويي در گلوله!

ترکه و تهرونيه رفته بودن شکار، ترکه از بالاي تپه با دوربين نگاه مي کرده، تهرونيه هم تفنگش رو آماده مي کرده. يهو ترکه برميگرده به تهرونيه ميگه:   اگه زنت بهت خيانت کنه چکار ميکني؟      تهرونيه ميگه: جون تو يه گوله ميزنم تو دهنش!       ترکه ميپرسه: با مرده چکار ميکني؟       تهرونيه جواب ميده: اونم به جون سبيلات با يه گوله ميزنم کيرشو داغون ميکنم!       ترکه ميگه: ايلده اگه الان زود بجنبي ميتوني يه گلوله صرفه جويي کني!!!


 
<< شروع < قبلي 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 بعدي > پايان >>

نتايج 9 - 10 از 155