Skip to content

 
خانه arrow جک رشتی . . . . . . . . . . . . . . . . Page 11
جک رشتی
7
21 رای
رشتي و گدا
ارسال به دوست: ارسال به دوست:

رشتيه ميره خونه، ميبينه يك گدا خوابيده رو تخت كنار خانوم. بـــد قاط ميزنه، داد ميزنه:  
خانوم جان، تا ديروز دكتر بود، مهندس بود، معلم بود، سرهنگ بود، هيچي نگفتم. آخه اين مرتيكه ديگه كيه؟!

زنش ميگه:  خو من چي كنم؟  در زد، گفت: يك چيز پاره پوره نداري كه به درد آقا نخوره،  منم گفتم بيا تو!!!


 
8
15 رای
رشتی و اعضاي خانواده
ارسال به دوست: ارسال به دوست:

به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر،

ميگه:  صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!!

ميگن:  مرتيكه اين كس‌شعرا چيه ميگي؟!

رشتيه ميگه: 

-    آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز!

-    امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن!

-    موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! 

-    آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم!!!


 
<< شروع < قبلي 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 بعدي > پايان >>

نتايج 21 - 22 از 52