Skip to content

 
خانه arrow جک رشتی . . . . . . . . . . . . . . . . Page 11
جک رشتی
4
17 رای
رشتي و بچه سياه
ارسال به دوست: ارسال به دوست:

زن رشتيه بچه دار ميشه، وقتي بچه‌ رو به رشتيه نشون ميدن، ميبينه بچه سياهه!!

خلاصه يكم ميره تو فكر، ولي چيزي نميگه. يك پنج-شيش ماه بعد، رشتيه با زنش مشغول كارِ خير بوده، يهو وسط كار حواسش جمع ميشه، ميبينه خانوم اونقدر دست و پا زده كه پتو رو انداخته پايين. خلاصه حسابي شاكي ميشه، ميگه:  خانوم‌جان اين پتو رو بكش رو خودت، باز اين يكي بچه هم مثل قبلي نور ميخوره، ميسوزه!!!


 
5
22 رای
شك كردم!
ارسال به دوست: ارسال به دوست:
رشتیه داشته واسه رفیقش تعریف میكرده كه: آره دیروز رفتم خونه دیدم یه جفت كفش دم دره، شك كردم. رفتم جلوتر دیدم یه لباس مردونه هم افتاده رو زمین، بیشتر شك كردم. 
رفیقش می پرسه: خوب بعد چی شد؟      میگه:هیچی ‌رفتم جلوتر، دیدم یكی از لباسای خانم هم افتاده رو زمین، بدجوری شك كردم.
رفیقش میگه: خوب؟!      میگه: رفتم در اتاق خواب رو باز كردم...
رفیقش میگه: خوب؟!‌      رشتیه میگه: هیچی شكم برطرف شد!!!
 
<< شروع < قبلي 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 بعدي > پايان >>

نتايج 21 - 22 از 52